به طبیبی می مانم که در دیاری طاعون زده کسب و کارش کساد است؛ یا کرکسی که در بیابانی پر از مردار گرسنه... به کژدمی می مانم که روی دم زهرآگینش مگس نشسته و پا نمی شود؛ یا کرگدنی که گربه برایش رجز می خواند؛ یا قورباغه ای که زیر آب احساس خفگی می کند؛ الغرض، به نویسنده یا روزنامه نگاری می مانم که سوژه اش فتنه دهمین دوره انتخابات است و نمی تواند چیزی قابل چاپ بنویسد. آخر بیماری را چندین بار جراحی کردند و غده های سرطان در تمام بدنش پخش شده بود؛ بار آخر گفت: آقای دکتر! اینها را بگذار بماند، مرا از این غده ها دربیاور!
مثنوی هفتاد من نه، اما گمان کنم الان پنج کیلو شده باشد این هایی که تا به حال در این باره نوشته ام. در جایی اگر قابل چاپ بود که نمی بردم سوپری سر کوچه از لجم وزنش کنم! این چند کلمه را هم می نویسم که دوستان بریزند دور و بدقولی نکرده باشم.
1
از اول هم همین جور بود. ما انگار در وقت اضافه تاریخ زندگی می کنیم. می گفتند، ما ایمان بیاوریم مثل جاهلان؟! ما نخبگان رأی بدهیم، مثل سفها؟ ما اصلاح طلبیم... اما قرآن برای تمام تاریخ نازل شده. بدرستی که خودتان سفها هستید؛ بدرستی که شما فسادگرید و نمی دانید؛ یا به روی مبارکتان نمی آورید. بدرستی که خاک عالم بر سرتان اگر نمی فهمید وزیر جنگ اسرائیل دوست است یا دشمن!
2
از اول هم همین جور بود؛ بعد از آدم (ع) و شیث (ع) ویارانش در اقلیت بودند. نوح (ع) در اقلیت بود. ابراهیم (ع) و لوط و عاد و ثمود و... علیهما سلام روی کره زمین در اقلیت بودند. موسی (ع) بود و بنی اسرائیل و اقوام دیگر اکثراٌ بت پرست بودند. تازه همین عده قلیل هم چه خون دلی به پیامبرشان که نمی دادند! امروز هم یک جمهوری اسلامی است و... این را کسی نفهمد، درک سیاسی اش به کنار! اصلاٌ چشم و گوش و شعور دارد؟ 1+5 صهیونیسم، انگلیس، عربستان، طالبان... البته سی سال است که هیچ غلطی نمی توانند بکنند!
3
از اول هم همین جور بود. هر پیامبری پیغمبر بعدی را معرفی می کرد. اسمش چیست، اهل کجاست، از کدام طایفه است،حتی قیافه اش چه جوری ست و کجای بدن مبارکش چه خالی دارد و کی ظهور می کند و...بنی اسرائیل سالها منتظر موسی (ع) بودند. بعد منتظر مسیح (ع). داوود و سلیمان و ارمیا و یحیی و همه از مسیح میگفتند و بعد از او و آخرین حکومت صالحان... آیا عیسی (ع) ادعا کرد که خاتم الانبیا ست؟ مسیحیان این روزگار چنین ادعایی دارند یا قبلا داشته اند؟ چیزی در انجیل هایشان در مورد خاتم الأانبیایی مسیح (ع) نوشته شده؟ نوشته نشده؟ اگر عیسی (ع) ختم المرسلین نبوده و مطلقاٌ چنین چیزی ادعا نکرده، پس چرا سالهاست پیامبری جدید ظهور نمی کند؟ اصلاٌ بنا بر تورات و انجیل های این روزگار تکلیف نبوّت و رسالت چه میشود؟ می شود موسی (ع) و عیسی (ع) چیزی در مورد آخرین پیامبر نگفته باشند؟ آنهایی که این اخبار را حذف یا تحریف کردند، حواسشان بود تکلیف پیامبری چه میشود؟! اگر بازگشت مسیح (ع) همزمان با دوره آخرالزمان است، پس چرا مسیحیان چیزی از خاتم الأنبیایی او نگفته اند و نمی گویند؟ همین یک نکته دلیلی بر تحریف تورات و انجیل های این دوره نیست؟ معرفی پیامبران موضوعی است که تمام ادیان ابراهیمی آن را قبول دارند و برآن تکیه دارند... اگر پیامبر ما (ص) ظهور نکرده بود و نگفته بود خاتم ست، امروز میشد تمام ادیان آسمانی را انکار کرد. دو هزار سال پیش کجا و امروز کجا؟! به همین ترتیب پیامبر ما (ص) در مورد بعد از خود چه گفت؟ یعنی آخرین پیامبر آمد و تمام شد؟! قرآن که معجزه جاوید است، مفسّر معصوم و الهی نمی خواهد؟ 124 هزار پیامبر آمدند و یک دفعه همه چیز رها شد؟ آخرش همین اوضاعی ست که می بینیم؟ این بود آخر تاریخ؟ چنین چیزی شدنی ست؟ همین خط را بگیر تا دوران غیبت. چه کسی خمس و زکات را جمع کند؟ چه کسی امر به معروف و نهی از منکر کند؟چه کسی حکم جهاد بدهد؟ اکبر گنجی یا دکتر سروش؟ یعنی اسلام دین دنیا و آخرت نیست؟ این احکام مربوط به قبرستان است یا حکومت؟ نخیر، یکدفعه بفرما آقای فهد خلیفه است و اولوالامر؟! نباید ولی مسلمین یک اسلام شناس باشد و بهترینش؟ امام حسن عسکری (ع) فرمود، اسلام را تعطیل کنید و بروید پی کارتان- تا آقا بیاید؟! چرا مزخرف می گویید؟ اگر ولایت فقیه نه، پس چه؟ بهتر نیست یک نفر که مسلمان تر است و سیاست مدارتر، حکومت کند؟! واجب نیست؟ اصلاٌ اسلام و مسلمانی شرط نباشد؟! این چه مزخرفی ست، چه مرضی ست؟ فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا و لهم عذاب الیم... حداقل این مزخرفتان را همان اول بگویید! بروید بلژیک، بوتسوانا، بولیوی... بگویید: مردم! ده نفر کاندید رییس جمهوریند و این یک نفر در بینشان بیشتر مورد رضایت خدا و پیامبران است، یا اصلا کمتر مورد لعن و نفرین خدا و فرشتگان است؛ این را همان اول بگویید و بعد رأی گیری کنید؛ مردم و اکثریت به کدامشان رأی می دهند- بچه پرروها!؟ دمکراسی-ندارها! لیبرالیسم-نشناسها! صدها مجتهد خبره کار زندگیشان این است که ولی فقیه را زیر نظر بگیرند؛ به قول آیت اله قرائتی(منظورم نشانه خداست و ای درد و بلایش بخورد سر بعضیها!) کافیست دو رکعت نماز صبحش عمداٌ قضا شود، از رهبری که هیچ از هستی ساقط میشود! هر لحظه می توانند ولی فقیه را سیم جیم کنند، عوض کنند، شورایی کنند...بدبختی تان چیست شما!؟ چه اشکالی دارد سیاستمداری اسلام شناس- حالا تا آنجایی که مقدور شد- به صورت کلّی مواظب سه قوا باشد که شورش را در نیاورند؟! وگرنه رئیس جمهور و مجلس و خبرگان و شوراهای شهری و... اینها که همه مستقیم توسط مردم انتخاب میشوند و کار خودشان را می کنند. حتی شرط مرجعیت را هم که برداشتند! این همه کشور اسلامی بدون ولایت فقیه حکومت می کنند، کجا را گرفتند!؟ کدامشان نوکر غرب و امریکا نیستند؟ کدامشان در فقر و فلاکت و سرسپردگی دست و پا نمی زنند؟ چرا تمام دنیا - به قول خودتان - با جمهوری اسلامی مسأله دارند؟ اگر کفر تمام دنیا را قبضه نکرده، وزیر خارجه امریکا بیکارست که افتاده دور دنیا بر ضد جمهوری اسلامی - به هر بهانه ای - یارگیری کند؟! واقعاٌ افغانستان و عراق گلستان شده است و ایران جا مانده و جهان از این نظر نگران است؟! فهمیدن اینها خیلی قدرت تحلیل سیاسی می خواهد و فکت صادر کردن از لویی کومبزه اشنایدر!!
4
اسم بردیم، تصریح کنیم؛ آیت الهب قرائتی یک تنه برابر با کل حوزه علمیه و روحانیت محترم موضع گیری مؤثر و به موقع فرمودند. در راهپیمایی دی ماه اکثر مردم به استدلال های ایشان مجهز بودند و هر یک حریف دهها پوپر و... خدا پدر و مادر ایشان را رحمت کند و عاقبت به خیرشان بفرماید! (والله!)
5
شما بفرمایید تحلیل سیاسی - اجتماعی لازم است! بنده به عنوان نماینده تمام عقرب هایی که روی دم زهرآگینشان مگس نشسته، عرض میکنم: خوب است، اما ضروری نیست. ما یک شاه کلید داریم به اسم دین. یک شاه کلید داریم مثل اصل مترقی ولایت فقیه. با یارو دو ساعت بحث می کنی که، کدام گروه ضد ولایت فقیه عمل کرده، تازه میگوید: کدام ولایت فقیه؟ سه ساعت توضیح می دهی که: تداوم راه امامت، تازه می گوید: کدام امامت؟ پس کجاست این موعود شما؟ چهار ساعت از تاریخ صدر اسلام می گویی و اینکه چه کسانی نمی گذاشتند حدیث از پیامبر(ص) نقل یا نوشته شود و چرا... می گوید: رب و رسول و رستاخیز کجا بوده؟ اصلاٌ تکلیف میلیاردها بودایی چه می شود و رحمت عامه خداوند و... پلورالیسم! چه بچه بازی ای شد این پلورالیسم!؟ عجب مسخره بازی ای شد این منشور چند وجهی حقیقت و طریقت؟! صاحب این قلم ( ای بی صاحاب می ماند این قلم... و این «کی برد» که جایگزینش شده) به عنوان نماینده تمام قورباغه هایی که زیر آب احساس خفگی می کنند، چند سال پیش چیزی نوشتم در مورد پلورالیسم و مزخرف بودن اصل و اساسش. برای سایت آقای دکتر سروش هم گویا فرستاده شد. این نامردها چرا جواب نمی دهند؟ چرا این «آزادی» قلم به ما که می رسد، «آذری» میشود و از اسلام شهر جلوتر نمیرود؟ چرا ما هر مزخرفی میگویند و برای سایتمان نمی فرستند، باید جواب بدهیم؟ مرد و مردانه حاضرید این صدا و سیما را ده سال از ما بگیرید و ده روز ماهواره و نشریات و وبلاگ ها و اینترنت و اونترنت تان را به ما بدهید که محض رضای خدا ما هم چند روزی از مواهب بی رسانه ای و آزادی قلم نداشتن تان برخوردار باشیم؟! دو گونی سیب زمینی هم سر بدهیم چه؟ (شما یک گونی بدهید!) خدا رحم کرد که شما حرمت روز عاشورا را خودِ روز عاشورا شکستید! بنده به عنوان قورباغه ای که زیر آب خفه شد و قسط بانک هایش را برای بشریت به ارث گذاشت، از طرف صداوسیما از شما تشکّر می کنم که از سردرگمی استراتژی تبلیغاتی نجاتمان دادید.
6
در میان هواداران آقای موسوی هم آدم نمازخوان پیدا می شد، اما نماز و حسین-حسین و حجاب و... شعارشان نبود. یعنی ادعا نداشتند که بر اساس اسلام خواهی به خیابان ها ریخته اند. بلکه اتفاقاٌ برعکس، تظاهرات بیرونی و درونی شان بزن و برقص و آزادی شهروندی و فلسطین به ما چه و شیر و خورشید به جای اسم مبارک الله (جلّ جلاله) و قر کمر و... اینها بود. سی سال است که می گوییم: آخر آی آدمها! هر چه از خیر دنیا و آخرت می خواهید از اسلام و به اسم مسلمانی بخواهید. انتقاد کنید که حکومت اسلامی تر شود! نه اینکه دمکراسی تر. از شوپول باخ و ارنست کانتینر فکت نیاور... چرا دهانت را کج و کوله می کنی؟ از امام و پیامبر حدیث نقل کن! گیرم، به فرض محال، دین فقط برای آخرت و شب اول قبر به بعد آمده است؛ اگر این طور است: گور پدر دنیا! ابدیت را رها کنی برای دو روز دنیا؟! تازه اگر معیشتاٌ ضنکا نشوی. وگرنه همه انتقاد داریم. همه داریم دق می کنیم! همه مثل عقربی هستیم که طاعون دارد و کرگدن نیشش را لگد کرده و غور باقه ها به او می خندند و... واقعاٌ تقلب شده بود؟ دروغ قحط بود؟ آقای دکتر! غده ها را بگذار باشد و مرا از داخل اینها درآور! زیاده حرف زیادی ندارم و والسلام.