عباس سلیمیان دکترای اقتصاد و استاد اقتصاد دانشگاه بوعلی سینا همدان روز سه شنبه ۲۲ آذر ۹۰ در حاشیه همایش نقش قرض الحسنه در بانکداری بدون ربا در دانشگاه تربیت مدرس در گفت وگو با خبرنگار فارس بر اهمیت قرض الحسنه تاکید کرد و ریشه جنبش وال استریت را از دید اقتصاد ربوی بررسی کرد.
سلیمیان در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، در مورد قرضالحسنه گفت: قرض الحسنه یک واقعیت بزرگ در زندگی اعتقادی و فیزیکی یک مسلمان است که اگر به آن عمل نکنیم، انگار نظام اسلامی یک پایه اصلی خود را ندارد. در اقتصاد یک طرف تولید و یک طرف تأمین مالی قرار دارد و در حکومت اسلامی طرف تامین مالی روی پایه قرض الحسنه است.
وی افزود: تا جایی که بنده اطلاع دارم، پیامبر(ص) هیچ وقت اگر کسی سؤال و درخواست میکرد، معمولا به او پول نمیداد، بلکه عمدتاً وسایل کار در اختیارش قرار میداد و در مواقعی که نقدینگی میداد، بیشتر به صورت قرضی بوده که بعداً پس بگیرد.
استاد اقتصاد دانشگاه بو علی سینا همدان افزود: در دین همیشه توصیه بر این است که اگر مال زیادی در اختیار دارید، آن را قرض بدهید و از طرفی قرضگیرنده را نیز از قرض کردن نهی میکند و سفارش میکند، تا جایی که میتواند قرض نگیرد و متقابلا توصیه شده است، که اگر مبلغی از کسی قرض گرفتید، هنگام پس دادن چیزی روی آن بگذارید و پس بدهید، البته از پیش تعیین نشود، یعنی قرضدهنده را به صورت دلخواه شریک در مازاد تولید شده و ناشی از قرض می کند.
سلیمیان افزود: از طرفی به قرضگیرنده سفارش میشود، حق نداری چیزی بیشتر از آنچه که میپردازی، اضافه بگیری، چون قرض دادن معامله با خداست و اگر تو یک برابر قرض دادی، خداوند آن را چندین برابر پس میدهد و به همین جهت معاملهای که شکل میگیرد، در حالی که یک واقعیت ملموس و عینی اقتصادی است در عین حال یک امر اعتقادی است. لذا اعتقاد و ایمان و اقتصاد یک پارچه می شود.
این استاد اقتصاد تاکید کرد: قرضالحسنه در بعد مادی و از نظر پارامترهای توسعه اقتصادی باعث تداول یعنی گردش ثروت در جامعه میشود و مال در یک جا نمیماند و متمرکز نمیشود، چون تمرکز، فساد میآورد و هرجا بحث تمرکز است، اسلام با آن مقابله میکند و در اسلام تلاش میشود تا تمرکز مالی به جریان مالی تبدیل شود و این جریان یعنی تداول و دور زدن ثروت در جامعه است. ولی ثروت از دست های ناکارآمد تمرکز حارج می شود و به دست کارآمد تولید می رسد باعث تولید ثروت مجد برای نفر قرض گیرنده می کند. حتی وقتی قرض گیرنده آن را بدون ربا برای مخارج معمول و یا اضطراری دریافت می دارد وادار به تلاش بیشتر می شود تا آن را جبران کند و لذا اتوماتیک به سمت تولید می رود.
وی تاکید کرد: به این ترتیب پول دست کسی نمیماند و متمرکز و کنز(معرب گنج) نمیشود، چون طبق آیه قرآن "الذین یکنزون الذهب و الفضه ولا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم» یعنی کسانی که به جمعآوری طلا و نقره (پول آن زمان) میپردازند و در راه خدا انفاق نمیکنند، بشارت به عذاب دردناک بده. این عذابی است که خدا میگوید و فقط در آخرت دچار آن عذاب نمیشوند، بلکه فرد در دنیا نیز دچار میشود و فقری که بر اثر کنز کردن اموال نزد عدهای و جمع کردن آن در یکجا بوجود میآید، نمودار این عذاب میشود و همچنین تکامل این عذاب منجر به آن می شود تا اختلاف طبقاتی در جامعه به وجود آید که خود منشا عدم سکونت قلب و روان یک جامعه است. در جامعه طبقاتی سکونت قلب وروان برای هیچکس وجود ندارد نه برای فقیر و نه برای غنی زیرا به قول فانون که در مورد استعمار زده گفته است فقیر هم خواب غلتیدن بر رختخواب غنی و.. دارد و این خواب است که آرامش غنی را از بین می برد.
سلیمیان تاکید کرد: جامعهای که در آن فقیر وجود دارد، حتی ثروتمند هم حتی اگر معتقد باشد احساس آرامش نمیکند، چون میبیند افراد فقیر جامعه هیچ امکاناتی ندارند و لذا احساس آرامش نمیکنند و برای آرامش باید به نحوی از کنز خارج شود. خروج از کنز با قرض الحسنه پاداش وسیع آخرت دارد در حالی که خروج از کنز با مشارکت فقط پاداش مادی دارد که از شراکت ناشی میشود و به علت ریسک عملیات اقتصادی ممکن است به ضرر بخورد.
وی گفت: اسلام یعنی اعتقاد، ایمان و اقتصادی که واقعیت دارد و مبتنی بر ایمان است.
سلیمیان قرضالحسنه را خون زنده در جامعه اسلامی دانست و گفت: جریان پول قرض الحسنه در جامعه مانند جریان خون در بدن حکومت اسلامی است.
وی در مورد قرضالحسنه و تشکیلات سازمان بانکی و سود ۸ درصد به عنوان کارمزد گفت: در جوامع کوچک آدمها همدیگر را میشناسند و قرضالحسنه نیاز به سازماندهی ندارد صاحت دارایی و نیازمند همدیگر را میشناسند و به طور طبیعی کارمزد قرضالحسنه نیز معنا ندارد، چون قرضدهنده و گیرنده همدیگر را میشناسند. فرد پولدار آدم نیازمند را میشناسد و چون به قرآن اعتقاد دارد، مال را نزد خود کنز نمیکند و نیازمند میپردازد، اما در جوامع بزرگ که پیچیده است، فرد نیازمند و غیر نیازمند صاحب ثروت یکدیگر را نمیشناسند و قرضدهنده و قرضگیرنده با هم ارتباطی ندارند و ممکن است یک بیاعتمادی در جامعه ایجاد شود که مانع جریان سنت قرضالحسنه باشد.
سلیمیان تاکید کرد: در جامعه بزرگ نیاز به سازمان و ارگانی است که بتواند سازماندهی مالی را انجام دهد، بنابراین سازمانی بوجود میآید که متشکل از یک سری آدمهایی باشد، دفتر و ادارهای داشته باشد و اینها مانند همه آدمها کارشان در همان اداره باشد و هزینه سازماندهی آنها از زمین، آدم، ساختمان، آب و برق باید از کارمزد وامهای قرضالحسنه تامین شود.
بنابراین نمیتوان در قرضالحسنه گفت که کارمزد ۲، ۴، ۵ و یا ۸ درصد است، بلکه یک مسلمان باید آنقدر به شکل کارا و بهرهور عمل کند که کارمزد به حداقل ممکن و به سمت صفر حرکت کند. دقت کنید صفر نمی شود بنابراین بانک مرکزی نباید کارمزد قرضالحسنه را تعیین کند و آن را دستور العمل قرار دهد البته می تواند با مطالعات خود نشان دهد که حداکثر و حداقل چقدر است.
وی تاکید کرد: این سازماندهی را اسمش را بانک بگذاریم و یا صندوق قرض الحسنه فرقی نمی کند. ولی اینکه چند تا صندوق و یا چند تا بانک به این امر مشغول شوند مهم است . اصولا توسعه و پیشرفت در جهان امروز به سرمیاه گذاری مربوط می شود و ماهیت سرمایه گذاری ها از نظر تکنولوژی و اندازه به نحوی است که نیاز به سرمایه های بزرگ دارد ولذا اگر موسسات کوچک و بی جان و ضعیف قر ض الحسنه درست شود کار تمرکز و قابلیت بالیاسرمایه ها را می گیرد . اینجا نقطه دخالت بانک مرکزی است که با برای شکل گیری این صندوق ها و موسسات برنامه داشته باشد که ندارد. اگر این مساله اندازه موسسات و یا بانک قرض الحسنه درست تنظیم شود اصولا شکل هزینه های آن براساس کارکرد کارای نظام آن بسیار کاهش پیدا کند و این گونه نیست که گفته شود کارمزد قرضالحسنه در بانکها ۸ درصد است. اینکه امروز بانک مرکزی بخشی از تسهیلات را قرض الحسنه نامیده استف درست نیست بلکه در واقع اسم آن تسهیلات را عوض کرده اند و قرضالحسنه گذاشتند، چون کارمزد خیلی کمتر از این رقم خواهد بود.
سلیمیان یادآور شد: از طرفی چون سود این نوع وام نسبت به وامهای دیگر کم است ، مردم خوشحال میشوند که نرخ قرضالحسنه ۸ درصد است، ولی واقعیت این است که این در مقایسه با سایر نرخهاست درحالی که کارمزد قرضالحسنه باید حداقل باشد.
این استاد اقتصاد یادآور شد: اگر قرار باشد بانک قرضالحسنه هم مانند سایر بانکها دکوراسیون مجلل داشته باشد، معلوم است که هزینه افزایش مییابد و این ربطی به قرضالحسنه ندارد. اما اگر عمل اعتقادی شد، کارکرد هم اعتقادی میشود و مدیران در مقابل اموال مردم احساس امانت میکنند. بانک های خصوصی که به صورت بنگاه سودآور کار میکنند پول دکوراسیون و غیره را که برای جذب مشتری ساخته اند از گرده مشتری در می آورند و بخشی از سود بانکی به همان ها مربوط می شود.
این استاد اقتصاد گفت: جامعه وقتی بزرگ و پیچیده میشود، کسانی که نیازمند هستند، نیاز آنها نیز متنوع میشود، مانند جامعه کوچک نیست که طرف با تهیه یک بیل بتواند کار پیدا کند. بنابراین در جامعه بزرگ واحدهای کوچک تولیدی خیلی بدرد نمیخورد و هزینه آن و به تبع آن محول آن ها گران تمام میشود.
سلیمیان گفت: در جامعه بزرگ بین سرمایهگذار و کارخانهدار که ایجاد شغل میکند و کسانی که نیاز به شغل دارند، تفکیک قائل میشوند و کار سازمان قرضالحسنه ساماندهی این دو گروه است. در عوض در جامعه کوچک آدمهای نیازمند و پولدار همدیگر را میشناسند و مقابل هم هستند.
وی تاکید کرد: طبقه تولیدی در جامعه که رگ حیاتی تولید را تشکیل میدهند و سرمایه گذار نامیده می شوند ، در مقابل بخش دیگری از افرادجامعه هستند که می توانند پول قرض دهند و پول زیادی دارند، بنابراین بانک رابطهای تعریف میکند بین خود و سرمایهگذاران و بین خود و قرضدهندگان.
سلیمیان ادامه داد: در طرف تقاضای پول همیشه سرمایه گذاران قرار ندارند. در یک طرف که عدهای برای تولید کردن نیاز به پول دارند در طرفی دیگر آن عدهای برای مخارج واجب مانند عروسی و یا درمان نیاز به قرض دارند و اینها هم جزئی از مشتریان وام قرضالحسنه هستند که باید شناسایی شوند،
بنابراین تعادلی بین منابع جمعآوری شده از مردم و نیاز ضروری از مردم برقرار میشود. بانک قرضالحسنه باید رابطه منطقی بین عقود مشارکتی برای آنهایی که وام برای تولید میخواهند و عقود مبادله برای آنهایی که نیاز ضروری دارند، برقرار کنند.
وی تاکید کرد: اگر سود از محل تولید عاید شد، مربوط به صاحب پول است، حال اگر از مجرای قرضالحسنه وارد شویم، هزینه تولید در جامعه تا حد امکان کاهش پیدا میکند و بهترین راهها برای ایجاد مشارکت در توسعه ملی فراهم میشود.
سلیمیان گفت: برای عقود مشارکت اجر مادی و مال دنیا قرار داده و خدا اجر نداده، اما برای قرضالحسنه اجر اخروی قرار داده شده پس جامعه اعتقادی که در جریان تکامل قرار دارد، باید میل به افزایش قرضالحسنه پیدا کند، یعنی تولید ارزان و رفاه برای همه ایجاد کنند. در عوض در عقود مشارکت هزینه دارد و هزینه اضافه میشود.
سلیمیان تاکید کرد: هزینه پول بر تولید اضافه میشود، اما در قرضالحسنه آنچه خیر است، اتفاق میافتد و این فلسفه بانکداری اسلامی در مقابل بانکداری غربی است و بانکداری غربی بر اساس ربا و یا مشارکت شکل گرفته است. در مشارکت اجر مادی میگیرد، اما ربا اعلام جنگ با خداست و در هیچ جای قرآن صریحتر از حرمت ربا صحبت نشده است.
وی ادامه داد: گناه ربا مانند ۷۰ بار زنا با محارم در کعبه است، چنین جرمی برای هیچ کار دیگری دیده نشده و از طرفی دیگر جنگ با خدا برای اعلام و فتوا شده است. اگر چه در یک طرف بخش مالی اقتصاد غربی مشارکت است ولی یک طرف دیگر آن ربا است و همین ماهیت ربوی آن است که باعث می شود در بخش بانکداری غربی کنز عظیمی صورت بگیرد و به اتکای همین تمرکز ثروت افسار سیاست غربی را هم همی بخش به عهده بگیرد. که نتیجه اش بشود همی که شده است که در پیشرفته ترین کشورهای کاپیتالیستی مردم کارگر و کارمند به خیابان بریزند و علیه این تمرکز که که در وال استریت قرار گرفته شعار بدهند.
سلیمیان یادآور شد: بانکداری امروزی در کشور ما هم فقط به صورت شکلی اصلاح شده و یک مشت کاغذ مقابل مشتری قرار داده میشود و بانک مشتری را مجبور میکند که آنها را امضا کند و اسمش را بانکداری اسلامی گذاشتهاند، درحالی که فقط ظاهرش اسلامی است و این بانک جلد اسلام دارد وگرنه همان ترکیب بانکداری غربی است.
این استاد اقتصاد افزود: منشأ این کار در غرب نفع شخصی است، آنها خدا را کنار گذاشته و جهان را کلا مادی فرض کرده و هرچه قبول دارند، نفع و لذت فرد جدا از اعتقادات اوست و بخش ربوی سیستم برای خود ابزارهای متعدد مالی درست کرده است.
* مقابله بخش تولیدی و ربوی
سلیمیان با اشاره به جنبش وال استریت گفت: امروز بخش ربوی در سیستم سرمایهداری مقابل بخش تولیدی قرار گرفته و در وال استریت کنز عظیم بوجود آمده است و دولتها را توسط پولهای متمرکز فاسدی که به راحتی حاضر نیست در جریان گردش قرار گیرد، دولتها را به استثمار خود در آورده است. دولت آمریکا از تولیدکننده خط نمیگیرد، بلکه از وال استریت که محل تمرکز کنز عظیم مالی است، خط میگیرد. اگر دولت امریکا از تولید کننده های مثل شرکت های چند ملیتی نفتی خط بگیرد به این علت است که آنان صاحبان بانک هم هستند.
سلیمیان تاکید کرد: اکنون وال استریت مثل هر صاحب کنزی از آینده مال خود در شرایط بحران ترسیده است و به هر دلیلی اجازه نمیدهد پول در جریان قرار گیرد، بهانه آن اینکه ریسک بالاست، لذا پول را در اختیار تولیدکننده نمیگذارد و این تولیدکننده است که زیان میبیند.
وی تاکید کرد: کارخانجات بخاطر بیپولی تعطیل و بیکار میشوند و کارگران بیکار میشوند و بخش مالی ربوی در طول زندگی خود به چنان قدرت و منافعی رسیده که در مقابل نیاز جامعه اقتصادی برای تولیدکننده، منابع مالی کافی در اختیار نمیگذارد.
سلیمیان گفت: بحران وال استریت، بحران بین حاکمیت نفع شخصی و نظام ربوی در مقابل نفع اجتماعی و اعتقادی دانست.
وی افزود: چون بخش تولید دچار رکود شده، ارتزاق کنندگان این بخش در مقابل وال استریت قیام کردند ،یعنی میان بخش تولیدی و کارگری که نیازمند منابع مالی است و وال استریت که صاحبان زور و مال در آن قرار دارند، درگیری ایجاد شده است.
سلیمیان در پایان اشاره کرد، عده سعی دارند تا سنت اعتقادی قرض الحسنه را با گواهی های قرض الحسنه به علت عدم درک درست کارکرد قرض الحسنه نادانسته به نابودی بکشانند و جالب اینکه در بانک مرکزی هم این فکر به نحوی پیدا شده است، ولی انتظار بر آن است که شورای فقهی بانک مرکزی حداقل این خروج آشکار را نادیده نگیرد.